انگیزههای فردی
قاسم سلیمانی یک قهرمان جنگی و وطن پرست واقعی است که بعد از انقلاب، درحالی که ایران از سویی درگیر جنگ داخلی در کردستان بود و از سوی دیگر با اشغالگران عراقی دستوپنجه نرم میکرد، به سپاه پاسداران پیوست.
در زمان جنگ و در عملیات شناسایی، برای پیشگیری از تلفات نیروهای تحت فرمان خود، جانش را به خطر میانداخت. دستکم، بنابر یک گزارش معتبر، سردار سلیمانی در یکی از این عملیاتها در ۱۱ تیر ۱۳۶۱، نزدیک بود به اسارت نیروهای عراقی درآید. در این گزارش هم احتیاط سردار سلیمانی پیش از عملیات را میتوان دید و هم تمایلش به تقبل کارهای خطرناک.
ارزشها، اعتقادات و رهبری کاریزماتیک
چهرهای که منابع موجود از سردار سلیمانی ترسیم میکنند، یک جنگجوی جوانمرد است، ولی کمتر در زمینه سیاسی وارد میشود. وقتی در کرمان به کارهای ساختمانی مشغول بوده، بیشترین زمانش فراغتش را در زورخانههای عطایی و جهان میگذارنده است. جایی که علاوه بر ورزش، به تشویق و تقویت خُلق و خوی جوانمردی هم توجه میشود.
جنگ ایران و عراق ضمن شکل دادن به ارزشها و اعتقادات سردار سلیمانی، فرصت بروز خلصتهای جوانمردی را هم که در زورخانهها آموخته بوده برایش فراهم میکند. بدون شک، شرایط جنگی آن دوران، در ایجاد و تقویت ویژگیهای یک رهبر کاریزماتیک در او موثر بوده است.
سردار سلیمانی در سخنرانیهای پرشورش، پیش و پس از عملیات جنگی، با گریه و زاری و تقاضای بخشش از شهدا، به خاطر شهید نشدن خود، افراد زیر امرش را به شدت تحت تاثیر قرار میداده است. پیش از هر حمله، او سربازانش را یکییکی در آغوش میگیرد و در حالی که اشک میریزد، با آنها وداع میکند.
اولین نشانههای قابلیتهای تاکتیکی
سردار سلیمانی یک عملگراست و در رویایی با مشکلات تاکتیکی توانایی رهبری خود را ثابت کرده است. منابع موجود او را فرماندهی معرفی میکنند که مهارت در تاکتیکهای نظامی را خیلی پیشترها و با تجربه شخصی آموخته است و به نظر میرسد برای این تجربهها ارزش و اعتباری پیش از دستورات مقامهای بالاتر قائل است.
سردار سلیمانی یک فرمانده محتاط و محافظهکار نیست و میگوید: «بهترین دفاع حمله است.» در ۴ مرداد ۱۳۶۶، نیروهای عراقی تقریباً لشکر ۴۱ ثارالله را به محاصره کامل درآوردند، ولی سردار سلیمانی با وجود فشار مدام و پیشروی روزانه عراقیها، طرح یک ضدحمله را ریخت که البته فرماندهان مافوقش آن را نپذیرفتند و ایران نهایتاً در این درگیریها شکستی خورد که شاید با اجرای نقشه سلیمانی میشد جلوی آن را گرفت.
مخالفت با مردن بیهوده
اخلاق و رفتار سردار سلیمانی، او را در دل افراد زیر فرماندهیاش بسیار محبوب کرده است. در ۱۱ مرداد ۱۳۶۵، در دیداری بسیار اتفاقی از شهر زادگاهش، کرمان، مقامات بهداشت محل را متهم کرد که اهمیتی برای حفظ جان سربازان زخمی او که برای درمان از جبهه برگشتهاند، قائل نیستند. شواهدی نیز وجود دارد که با وجود احترامی که برای شهیدان قائل بوده و ستایشی که از شهادت میکرده، هیچوقت حاضر نمیشده افرادش را بیدلیل به کشتن بدهد و همیشه آماده بوده که اگر نقشههای جنگی مقامات نظامی مافوقش به نظر او، منجر به مرگ غیرضروری افرادش میشود، با آن نقشهها مخالفت کند.
آثار ماندگار ......ما را در سایت آثار ماندگار ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115